تبليغاتX
یاد داشت های من

پی نوشت: دلم می خواد نه چیزی ببینم نه چیزی بشنوم سکوت برای من دسته گلی بود .................


+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 13:31
توسط مهدی قمی موضوع: |

این روز ها که اخبار رو پیگیری میکنم ناخودآگاه یاد دوران مدرسه فصل امتحانات و تقلب و ... می افتم

یادش بخیر یه استادی داشتیم که می گفت: هر کسی که بتونه تقلب کنه و نمره اش رو بگیره نوش جونش

نوش جونش هر کی تقلب کنه و نمره بیاره!

 


+ نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 14:32
توسط مهدی قمی موضوع: دست نوشته|

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 16:23
توسط مهدی قمی موضوع: دلتنگی|

پرچم و نماد کشورم امروز  در دست حامیان احمدی نژاد ( شما بخوانید چوپان .... ) جلوه داغ این روزهای انتخاباتی تهران است. حرکتی که در راستای دولت سبز میر حسین انجام شد، و حالا پرچم ایران با آن عظمت و تاریخ 2500 ساله  تنها معنی و مفهوم چوپان ...  دارد و بس، و منِ ایرانی برای اینكه نشان دهم از سیاست گذاری های دولت نهم راضی نیستم باید پرچم كشورم را زیر پا گذرم و از روی آن بگذرم ( همان دیکتاتوری که میر حسین گفت).

پرچمی كه آبروی ایران، شرف ایران و ناموس ایران و تك تك ایرانی هاست، آقای احمدی نژاد ( نمی دونم پینکیو صدات کنم یا چوپان دروغگو ) شما که به بستن پارچه های سبز طرفداران میر حسین به بهانه قداست این پارچه ایراد می گرفتید و با لحن این که پارچه سبز هم بازیچه شد این حرکت رو محکوم کردید  از خودتون پرسیدید  که آیا  پرچم ایران هم بازیچه دست شما و طرفدارانتان برای صندلی ریاست جمهوری دهم شده یا نه؟ حالا به نظر شما سبز بازیچه شد یا نماد یک ملت

پرچم كشورم ، یعنی همه ایرانیان موافق و مخالف و ایران وطن همه ماست نه فقط شما و هوادان شما.....ایران یعنی من، تو، ما..........

رئیس جمهور دیروز چوپان امروز، ایران برای شما انگار تنها در خودتان خلاصه شده. بهایی كه برای دولت دهم میپردازید آقای رئیس جمهور، ایران عقیده من است، اعتقاد من است، باور من است، مام میهن من است. و من میخواهم بدانم چرا؟!!
چوپان عزیز ، بازی رنگ ها سیاست زیبایی نبود اما بازی با نماد ملت ایرانی كه به وجود من به عنوان یك ایرانی در سطح جهانی معنی میبخشد بسیار از آن زشت تر و ملال انگیزتر است. اگر پرچم ایران نباشد، ایران نیست، ایرانی نیست. و شما با انحصار و سنجاق كردن این پرچم به عقاید خودتان من را از آن محروم میكنید. من را از ایرانم محروم میكنید. از پرچمم دلزده میكنید. من شهروند ایرانی، پرچمم را، نماد كشورم را، هویت ملی ام را از شما، و تنها از شما طلب میكنم.

چوپان جان پرچمم را به من....به ما...بازگردانید...

 


+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 12:26
توسط مهدی قمی موضوع: دست نوشته|

نگاه ام به روی میز افتاد :

چه سیب های قشنگی !  

حیات نشئه تنهایی است. اما من دیگر تنهایی را نمی خواهم

پرسید:

قشنگ یعنی چه؟ تنها برای چه؟

- قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال

اشکال یعنی عشق  

و عشق ، تنها عشق

و عشق شریف است و شگفت است و معجزه گر

و من تو را به شرافت و اعجاز عشق دوست دارم


+ نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 11:43
توسط مهدی قمی موضوع: دلتنگی|

دردسر؛ بین گذر؛ چند نفر؛ یك مادر
شده هر قافیه ام یك غزل درد آور
.....
ای كه از كوچه ی شهر پدرت می گذری
امنیت نیست، از این كوچه سریعتر بگذر
.....
دیشب از داغ شما فال گرفتم، آمد:
دوش می آمد و رخساره...! من نگویم بهتر!
.....
چه شده قافیه ها باز به جوش آمده اند!
پشت در! فضه خبر! مادر و در!!! محسن پر!

پی نوشت: چند وقتیه درگیرم. درگیر این خاك و اهلش. الهی و ربی من لی غیرك

اللهم اغننی بحلالك عن حرامك و بطاعتك عن معصیتك و بفضلك عمن سواك


+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:23
توسط مهدی قمی موضوع: |
توی آمریكا، با هم مسابقه میدن!

توی فرانسه، همه همزمان شروع به حرف زدن می‌كنن!

توی ایتالیا، در مورد مد عینك و لباس جدیدشون بحث می‌كنن!

توی آلمان، درباره سیاستهای دولت حرف می‌زنن!

توی پاكستان، یه باند قاچاق تریاك تشكیل میدن!

توی عراق، برای حمله به سربازهای آمریكایی نقشه می‌كشن!

توی افغانستان، اگه پول نداشته باشن كار می‌كنن و اگه پول داشته باشن می‌خوابن!

توی آذربایجان، یه بطری آب پرتقال می‌خرن و با هم می‌خورن!

توی مصر، میرن یه جا می‌شینن قلیون می‌كشن!

توی امارات متحده عربی، ۴ نفرشون دست می‌زنن و یه نفرشون می‌رقصه!

توی روسیه، از همدیگه رشوه می‌گیرن!

توی ژاپن، هیچوقت ۵ نفر دور هم جمع نمیشن! چون همیشه حداقل ۳ نفرشون سركارن!

توی هند، یا با همدیگه می‌رقصن و یا میرن سینما و رقص تماشا می‌كنن!

توی كوبا، هر وقت ۲ نفر یا بیشتر یه جا جمع بشن از كاسترو تعریف می‌كنن!

توی سوریه، از ترس بلافاصله از همدیگه جدا میشن!

توی كره جنوبی، با هم یه شركت راه میندازن و یه كالای ژاپنی رو كپی می‌كنن!

توی مكزیك، دو نفرشون دوئل می‌كنن و یه نفرشون ناظر دوئل میشه و دو نفر دیگه هم گیتار می‌زنن!

توی ایران، یا پشت سر بقیه غیبت می‌كنن یا روزنامه راه میندازن یا یه جلسه سخنرانی ترتیب میدن یا به یه جلسه سخنرانی حمله می‌كنن یا از حرف زدن و سوتی‌های همدیگه ایراد می‌گیرن یا یه نفرشون رو میذارن وسط و ۴ نفرشون متلك بارونش می‌كنن یا الكی می‌خندن یا یه پیتزا فروشی باز می‌كنن یا بدون هیچ صحبتی می‌ایستن و چشم و سرشون رو می‌چرخونن و مردم رو نگاه میکنن یا یه شركت كامپیوتر و اینترنت راه میندازن یا میرن یه چت روم توی یاهو مسنجر می‌سازن یا یه وبلاگ دسته‌جمعی می‌سازن یا گروه اینترنتی راه میندازن!

پی نوشت: این مطلب برام میل شده بود و من اطلاع دقیقی از منبع اون ندارم.


+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 16:0
توسط مهدی قمی موضوع: دست نوشته|

avili1361

مهدی قمی

<-

قالب وبلاگ
کلیپ موبایل
مرجع تخصصی موبایل

سایت تخصصی موبایل

موبایل

BlogId->

http://avili1361.blogfa.com

یاد داشت های من

یاد داشت های من

یاد داشت های من

من، نیمه تاریک ماه هستم. من، سکوت را دوست دارم فقط بخاطر ابهت بی پایانش... فریاد را می پرستم بخاطر انتقام گمگشته در عصیانش... فردا را دوست دارم بخاطر غلبه اش بر "فلک کج مدار" ... و تنها پاییر را می پرستم بخاطر عدم احتیاج، بی اعتنایی اش به بهار... دیریست كه با ما سخن به درشتی گفته اید خود ایا تابتان هست كه پاسخی در خور بشنوید؟؟؟؟؟؟؟

یاد داشت های من