تبليغاتX
یاد داشت های من




















یاد داشت های من

دیریست كه با ما سخن به درشتی گفته اید خود ایا تابتان هست كه پاسخی در خور بشنوید؟؟؟؟؟؟؟

نمی خواستم درباره افتتاح مراسم بورس فرآورده های نفت و پتروشیمی چیزی بنویسم اما وقتی دیدم اون همه زحمتی که من بابت این افتتاحیه کشیدم ندیدن و اگر هم دیدن هم به روی خودشو نیوردن، گفتم خودم حداقل مطلبی اینجا پست کنم و به نوعی از خودم تقدیر و تشکر کنم.

۲۴ ساعت از مراسم افتتاحیه گذشته، مراسم با تمام مشکلات و موانع برگزار شد. برگزاریش بدون اشکال نبود یعنی اگه می خواستم بهش نمره بدم بیشتر از ۱۴ نمی گرفت ولی من تلاش خودم رو کردم.

کسی از من تشکر نکرد. جاش تا تونسته تیکه انداختن و یه جورایی بهم فهموندن که وظیفم بوده.

آره وظیفه ام بوده درست من کارمند روابط عمومی ام و کارم هم همینه اما باید حداقل قبول کنید با اون حجم کاری سر سام آور و فقط ۲ نفره چیزی فراتر از توان و انرژی مون کار کردیم. این انصاف نبود.

مسئول برگزاری مراسم نبودم و اگه اتفاقی هم می افتاد کسی منو مواخذه نمی کرد، ولی انتظار داشتم حالا که تمام شد و الحمد الله بازخورد خوبی هم داشته لااقل یکی بهم می گفت دست شما درد نکنه زحمت کشیدین  اما......  

ارسال دعوت نامه برای حدود  ۲۴۰ نفر در فاصله زمانی ۴۸ ساعت به شروع مراسم. ( با اون وضعیت خاص خودش نه اسمی بود نه نشانی و نه حتی شماره تلفنی،  تازه همه اینها که فراهم می شد باید فکر می کردیم که چه جوری اونها رو ارسال کنیم). و مابقی کارهای که باید حتما انجام می شد حتی با وجود وقت کم که داشتیم. شاید به چشم کسی نیاد اما فوق العاده کار زیادی و دقت بالایی می خواد و اگه به خوبی برگزار نشه نقص خودش رو وسط مراسم نشون می ده. که تو این زمینه هیچ مشکلی نبود

این نشون می ده که منو همکارم کار کردیم و زحمت کشیدم پس دست ما درد نکنه

یکی از نقاط ضعف مراسم مکان برگزاری اون بود البته منظورم از لحاظ تعداد ظرفیت سالن برگزاری بود که دو دلیل مختلف داشت اول اینکه فکر نمی کردیم تا به این حد جمعیت برای مراسم افتتاح حضور داشته باشند به جزء نمایندگان مجلس که درگیر تصویب بودجه بودند تقریبا تمام مدعوین حضور داشتند و این بی نظیر بود  دومی استقبال خوب خبرنگارها بود که به تعداد جمعیت حاضر در تالار بورس کالا افزوده بود.از رویترز، بلومبرگ خارجی گرفته تا فرهنگ آشتی و صاحب قلم ایرانی همه بودند. آخه بوی نفت خیلی وسوسه کننده بود. و پای خیلی از دوستای خبرنگار رو که توی این ۴ ساله هرگز ندیده بودم به تالار باز کرد  

خلاصه مراسم تموم شد عکس یادگاری گرفتند، جلوی دوربین های خبری فیگور گرفتند، نوشابه باز کرد و..... ولی کسی بهم نگفت می دونم ۳ روز نخوابیدی زحمت کشید درسته وظیفت بوده ولی دست درد نکنه     

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 18:32 توسط مهدی قمی| |

کاش می شود  لحظه های از زندگی رو با سرعت نور حرکت کرد 
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 10:14 توسط مهدی قمی| |

بورس کالا بزرگ می شود، بزرگ!    

آزاد سازی محصولات پتروشیمی و ورود آن به بورس فلزات همانند کالا هایی مثل سیمان، سنگ آهن، سکه، طلا و .... مربوط به 2 الی 3 سال گذشته است. مسئولان و متولیان آن دوره بورس فلزات خواهان گسترش فعالیت آن با ورود سیمان، مشتقات نفتی، سنگ آهن و طلا بودند، تا بزرگی را تجربه کنند. حتی پسوند فلزات را به کالاهای صنعتی تغییر دادند تا این بورس به یک بورس بین المللی و منطقه ای تبدیل شود.

اما انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد و به تبع آن تیم تصمیم گیرنده تغییر کرد. اتفاقات به گونه دیگر رقم خورد و مدیران جوان و کم تجربه بازار سرمایه ایران بزرگی بورس را در ادغام بورس فلزات و کشاورزی می دیدند، و ماحصل این ازدواج فرخنده اقتصادی شرکت سهامی بورس کالای ایران بود. این طفل تازه معرفی شده به اقتصاد ایران، قرار بود میزبان محصولات متنوع کشاورزی و فلزی باشد که هر کدام برای ورود به بورس و عرضه در تابلوی تالار نقره ای حکایت ها داشتند به قدمت داستان های کهن ایرانی اما برای بزرگ شدن راهی جز این نبود.

حالا قصه ای غصه دار تر از شکر و تیرآهن و سایر کالاها سراغ بورسی ها آمده،  نفت و پتروشیمی در ظاهر اتفاقی بسیار مهم و با اهمیت به وقوع خواهد پیوست. آزادسازی محصولات پتروشیمی اما کیست که نداند تنها چند ماه بعد از افتتاح تالار کیش چه اتفاقات ریز و درشتی رقم خواهد خورد. بی تردید با ورود این محصولات به بورس کالا و رقابتی شدن آن و حذف سیستم حواله ای و یارانه ای کام خیلی ها شیرینی و   عده ای معدود تلخ خواهد شد.

فعالان این بازار سال هاست که با همان سیستم قدیمی حواله ای و دخالت دولت کار کرده اند و با تمام معایب و ایرادات آن خو گرفته اند. برای اینکه خود را با سیستم بازار و حراج الکترونیکی هماهنگ کنند مدتی زمانی نیاز دارند و کافی است که در این مدت متضرر شوند، و به همراه آنهایی که دستشان از رانت این محصولات کوتاه شده اعتراض و مصاحبه ها را شروع خواهند کرد. بورس کالا قیمت ها را دستکاری کرد، کارگزاران انحصار طلبند، صنعت پتروشیمی کشور نابود شد و ......

همه مشکلات صنعت پتروشیمی و به کل اقتصاد کشور فراموشی خواهد شد و تنها دیوار کوتاه بورس کالا می ماند و قد و قواره بلند منتقدین متضرر از بازار آزاد مبتنی بر منطق عرضه و تقاضا

به هر حال بورس کالا راه بزرگ شدن را پیدا کرد و آن هم گسترش تنوع محصول در بورس کالا است تا برای همیشه متکی به یک کالا خاص و لایحه و مصوبه مجلس نباشد. برای بزرگی باید ریسک پذیر بود. و با دانستن تمام مشکلات پیش رو برای بزرگ شدن قدم های محکم و استوار برداشت.

راستی پسر بچه ما 5 ماهه شد

   

نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 9:21 توسط مهدی قمی| |

بعد از کل بدبختی یک روز مرخصی گرفتم ( بماند حالا که با چه مصیبتی رئیس محترم راضی شد تا برگه مرخصی رو امضاء کنه ) تا به قول خودمون بیام شمال تفریح و استراحت

اما چمشمتون روز بعد نبینه از وقتی وارد نوشهر شدم بارون که از آسمون به زمین می باره خونه نشین شدیم رفت

 ای کاش تهران می موندم

الان که می خوام راه بیفتم یه آفتاب زده بیرون بیا بیین انگار خورشید خانم از ما خوشش نمی اومده که خودش به ما نشون نداده.

به هر حال ما که تمام این ۳ روز تو خونه بودم ازپشت پنجره بارون رو تماشا کردم ( که البته خیلی هم تماشایی بود ) و هیچ جایی نتونستم برم یه روز مرخصی هم خراب شد

شانس مهدی ببار

 

 

 

نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 11:12 توسط مهدی قمی| |

اگر جنسیت شما مذکر و سن قانونی شما نیز از 18 سال گذشته باشد، با سدی به نام خدمت اجباری یا سربازی روبرو شد ه ا ید. بنا بر قانون اساسی  تمامی مردان ایرانی باید پس از اتمام سن هیجده سالگی به مدت 20 ماه در یکی از واحد های نظامی و انتظامی خدمت کنند. البته تبصر های و متمم های از جمله معافیت تحصیلی و معافیت های دیگری وجود دارد که می تواند باعث تعویق یا لغو خدمت سربازی هم بشود. قانون سربازی یا خدمت اجباری تقریبا در تمامی کشورهایی که از یک ارتش نظام مند و قدرتمند برخوردارند اجرا می شود و هر کشور بنا به ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه خود این قانون را اجرا می کند. در کشور ما نیز بنا به دلایلی همچون تهدیدات خارجی و جوان بودن سن جامعه از شیوه فراخوان عمومی برای خدمت اجباری استفاده می شود این شیوه همانی است که در نظام سیاسی قدیم ایران نیز اجرا می شد با این تفاوت که بعد از سال 57 دختران از انجام خدمت سربازی معاف شدند. اما به نظر می رسد این روش با توجه به تغییر سطح زندگی ایرانی نیاز مند تغییراتی اساسی باشد.

یه مدتی که این کابوس به سراغ من هم اومده و بعد از تمام شدن درسم متوجه شدم که ای دل غافل باید بریم سربازی، گشتیم راه های فرار از سربازی رو پیدا کردیم که یکیش معافیت پزشکی بود. تو مراحل کمیسیون هستم و به احتما 90 درصد معاف می شم. خیالتون تخت من سربازی برو نیستم

پی نوشت:

خدمت سربازی، دورانی برای سربه‌راه شدن؟

بعضی از پدر و مادرها البته آنهایی که کمی سن و سال بیشتری دارند معتقدند که سربازی آدم را "می‌سازد"  به‌خصوص برای جوانانی که کمی بی‌قیدند و خیلی مرتب و منظم نیستند و به قولی «باری به هرجهتند». از این جهت هم من غصه ای ندارم چون فوق العاده سر به راه هستم و نیازی به سربازی ندارم.

             خیالتون تخت من سربازی برو نیسسسسسسسسسسسسسسسسسسسستم

نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 8:46 توسط مهدی قمی| |

از غريو ديو توفانم هراس

وز خروش تندرم اندوه نيست،

مرگ مسكين را نمي گيرم به هيچ.

استوارم چون درختي پا به جاي

پيچك بي خانماني را بگوي

بي ثمر با دست و پاي من مپيچ.

مادر غم نيست بيچيزي مرا:

عنبر است او، سال ها افروخته در مجمرم

نيست از بدگوئي نامهربانانم غمي:

رفته مدت ها كه من زين ياوه گوئي ها كرم!

ليك از دريا چو مرغان پر كشند

روي پل ها، بام ها، مرداب ها ـ

پا برهنه مي دوم دنبال شان.

وقت كانسوي افق پنهان شوند

باز مي گردم به كومه پا كشان،

حلقه مي بندد به چشمان اشك من

گر چه در سختي به سان آهنم . . .

يا اگر در كنج تنهائي، مرا

مرغك شب ناله ئي بردارد از اقصاي شب،

اندهي واهي مرا

مي كشد در بر، چنان پيراهنم. 

همچنان كز گردش انگشت ها بر پرده ها

وز طنين دلكش ناقوس

وز سكوت زنگ دار دشت ها

وز اذان ناشكيباي خروس

وز عبور مه ز روي بيشه ها

وز خروش زاغ ها

وز غروب برف پوش ـ

اشك مي ريزد دلم . . .

گر چه بر غوغاي توفان ها كرم

وز هجوم بادها باكيم نيست، 

گر چه چون پولاد سرسختم به رزم

يا خود از پولاد شد ايمان من ـ 

گر بخواند مرغي از اقصاي شب

اشك رقت ريزد از چشمان من.

شاملو

نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 11:15 توسط مهدی قمی| |


Design By : Night Skin