یاد داشت های من
دیریست كه با ما سخن به درشتی گفته اید خود ایا تابتان هست كه پاسخی در خور بشنوید؟؟؟؟؟؟؟
چه آرزوها كه داشتم من و دیگر ندارم رئیس جمهور 29 آبان در جمع مردم زنجان گفت: « ملت ایران با چاقوی زنجان دست و پای متجاوزان را قطع میکند!» از اونجایی که در سال نوآوری و شکوفایی قرار داریم، و از
اونجایی که شیرین زبانی های آقای رئیس جمهور در سال آخر سفرهای استانی یک نوآوری
جدید برای کسب محبوبیت است باید شاهد جملات قصار دیگه ای در وصف استان های دیگر
کشور باشیم مثلا: تهران: ملت ایران آنقدر متجاوزان را در ترافیک نگه میدارد
تا از آمدن خود پشیمان شوند. هرمزگان: ملت ایران متجاوزان را در دمای 45 درجه جاسک،
آبپز میکند. یزد: ملت ایران به قدری باقلوا و قطاب به حلق متجاوزان
میریزد که خفه شوند. مازندران: ملت ایران متجاوزان را به جادههای هراز و
چالوس راهنمایی میکند تا آمار کشتهشدگان جادهای دو برابر شود. خوزستان: ملت ایران نفت بر سر متجاوزان ریخته و آتش به
جان آنها میزند. کردستان و کرمانشاه: ملت ایران سبیل متجاوزان را به باد
میدهد. چهارمحال و بختیاری: ملت ایران قبر متجاوزان را کنده و
بر سرش شیر سنگی میگذارد. فارس: ملت ایران به قدری برای متجاوزان شعر میخواند که
با شعور شده و کشورمان را ترک کنند. اصفهان: ملت ایران با سینی قلمکار چنان بر سر متجاوزان
میزند که صدای ناقوس کلیسا بدهد. بوشهر: ملت ایران به قدری آب شور در خیک متجاوزان میریزد
که بیماری کلیوی و سنگ مثانه بگیرند. کرمان: ملت ایران یک بار دیگر ارگ بم را بر سر متجاوزان
تخریب میکند، حتی اگر زلزله نیاید. شش ماه که دنبال یه دلیل برای نه که شنیدم می گشتم همیشه برای شکست هام دنبال یه دلیل و بهونه بودم عالم و
آدم مقصر بودن الا من ببار ای ابرکم ببار ...
چها كه می بینم و باور ندارم
چها ،چها ، چها ، كه می بینم
و باور ندارم
حذر نجویم از هر چه مرا برسر
آید
گو در آید ، در آید
كه بگذر ندارد و من هم كه بگذر
ندارم
برگشت به فرود
اگرچه باور ندارم كه یاور
ندارم
چه آرزوها كه داشتم من و دیگر
ندارم
سپیده سر زد و من خوابم نبرده
باز
نه خوابم كه سیر ستاره و
مهتابم نبرده باز
چه آرزوها كه داشتیم و دگر
نداریم
خبر نداریم
خوشا كزین بستر دیگر ، سر بر
نداریم
در این غم ، چون شمع ماتم
عجب كه از گریه آبم نبرده باز
چها چها چها كه می بینم و باور
ندارم
چه آرزوها كه داشتم من و دیگر
ندارم
جواب تو وجود خودم بود اما نمی دیدم
نمی دیدم چون عادت نداشتم که ببینم
باید بشکنم
هم خودم رو هم منیت درونم رو
یه بارون کافی برای شکستن
باید منتظر بارون بود
| Design By : Night Skin |

