یاد داشت های من
دیریست كه با ما سخن به درشتی گفته اید خود ایا تابتان هست كه پاسخی در خور بشنوید؟؟؟؟؟؟؟
این روز ها که اخبار رو پیگیری میکنم ناخودآگاه یاد دوران مدرسه فصل امتحانات و تقلب و ... می افتم یادش بخیر یه استادی داشتیم که می گفت: هر کسی که بتونه تقلب کنه و نمره اش رو بگیره نوش جونش نوش جونش هر کی تقلب کنه و نمره بیاره! پرچم و نماد کشورم امروز در دست حامیان احمدی نژاد ( شما بخوانید چوپان .... ) جلوه داغ این روزهای انتخاباتی تهران است. حرکتی که در راستای دولت سبز میر حسین انجام شد، و حالا پرچم ایران با آن عظمت و تاریخ 2500 ساله تنها معنی و مفهوم چوپان ... دارد و بس، و منِ ایرانی برای اینكه نشان دهم از سیاست گذاری های دولت نهم راضی نیستم باید پرچم كشورم را زیر پا گذرم و از روی آن بگذرم ( همان دیکتاتوری که میر حسین گفت). پرچمی كه آبروی ایران، شرف ایران و ناموس ایران و تك تك ایرانی هاست، آقای احمدی نژاد ( نمی دونم پینکیو صدات کنم یا چوپان دروغگو ) شما که به بستن پارچه های سبز طرفداران میر حسین به بهانه قداست این پارچه ایراد می گرفتید و با لحن این که پارچه سبز هم بازیچه شد این حرکت رو محکوم کردید از خودتون پرسیدید که آیا پرچم ایران هم بازیچه دست شما و طرفدارانتان برای صندلی ریاست جمهوری دهم شده یا نه؟ حالا به نظر شما سبز بازیچه شد یا نماد یک ملت پرچم كشورم ، یعنی همه ایرانیان موافق و مخالف و ایران وطن همه ماست نه فقط شما و هوادان شما.....ایران یعنی من، تو، ما.......... رئیس جمهور دیروز چوپان امروز، ایران برای شما انگار تنها در خودتان خلاصه شده. بهایی كه برای دولت دهم میپردازید آقای رئیس جمهور، ایران عقیده من است، اعتقاد من است، باور من است، مام میهن من است. و من میخواهم بدانم چرا؟!! چوپان جان پرچمم را به من....به ما...بازگردانید... پی نوشت: این مطلب برام میل شده بود و من اطلاع دقیقی از منبع اون ندارم. سلام آقای دکتر سفارشی هستم از طرف آقای مهندس سلام خوبی بفرما بشین خوب سفارشی مدرک تحصیلی ات چیه؟ دیپلم تخصص چی داری؟ تخصص فقط همون هایی رو که آقای مهندس گفتن دارم اتفاقا من هم همون رو می خوام، بلدی که چی کار کنی؟ باید اینجا آدم فروشی کنی می تونی؟ خیالتون تخت من تو کارم حرفه ای ام زیرآب بزنم برای تون حال کنید آقای دکتر جای دکتر به من بگو حاج آقا فهمیدی؟ یواش یواش کاری بکن تا بقیه هم بگن بله حاج آقا ولی شما که ... تو به این کارا کاری نداشته باش وظیفت رو انجام بده بله حاج آقا چشم فقط حقوق من چقدره خیالت تخت حقوقت رو اندازه یه کارشناس حساب می کنم آخه تو هم تخصص داری گوشات تیزه – زبونت چرب و نرم و... حالا برای امتحان برو یه خبر دسته اول بیار بیبینم چی کاره ای؟ حتما حاج آقا رفتم قبل از رفتنت یه سوال نظرت درباره من چیه؟ شما مدیر آرمانی من هستید حاج آقا آفرین همینطور کار کنی ۲ ساله مدیر می شی سفارشیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی این مطلبو چند وقت پیش برای یکی از روزنامه های ورزشی نوشتم که بنا به دلایلی چاپ نشد. فوتبال ایران چند سالی است حرفه ای شده است و پول های زیادی به بهانه حرفه ای شدن به بدنه فوتبال تزریق شده است که بخش زیادی از آن صرف هزینه های جاری و یا خرید بازیکن و مربی در فصل نقل و انتقالات شده است. اما نکته جالب تر از آن این که بازیکنان فوتبال ایران، پولي را كه از بابت فوتبال كسب ميكنند به چه صورت خرج و یا سرمايهگذاري می كنند. اكثر آنها به سراغ شغل آزاد رفتند و فروشگاه داری را انتخاب کرده اند. عدهاي به سراغ فروش پوشاك، عدهاي ديگر به سراغ فرش، عده اي ديگر لوازم ورزشي و کامپیوتر ... تعدادی در كار ساختمان سازي، وهر كس بنا به سليقه و علاقهاي كه دارد، يك كار ديگر را به نام شغل دوم در نظر گرفته است. اینها تنها گوشه ای از پول هایست که از فوتبال راهی بازار عطر و ادکلن و ... می شود عليدايي، چند فروشگاه زنجيرهاي ورزشي دارد، احمدرضا عابدزاده چندي پيش يك عكاسي بزرگ در ميدان تجريش افتتاح کرد و البته جديدا جزء سهامداران چاي عقاب هم ميباشد، مهرداد ميناوند در مجتمع ميلادنور، فروشگاه آرايشي و بهداشتي دارد. جديدترين و خوشبوترين عطرها را ميتوانيد در گالري او بيابيد، رضا عنايتي مدتي بود كه در پاساژ ملي پوشان واقع در ميدان محسني در كار فروش فرش بود، مهدي اميرآبادي در كار موبايل، ناصر حجازي آرايشگاهي مجلل دارد، جواد نكونام زماني كه در ايران بود، گالري لباس زنانه داشت، افشين پيرواني در ميدان محسني در پاساژ مليپوشان بوتيك لباسهاي زنانه و در كنج ديگر اين ميدان، يك فروشگاه كت و شلوار دارد، يحيي گلمحمدي، هم صاحب يك آرايشگاه مجلل است، درباره باقري ميگويند تاجر فرش است، خداداد عزيزي بجز يك گالري طلافروشي در خيابان كريمخان زند، صاحب يك شركت توليدي قطعات اتومبيل در سنگاپور است و در دبي هم سرمايهگذاريهاي زيادي انجام داده است، پژمان جمشيدي در كرج گالري عطر و ادكلن دارد... حميد استيلي هم كارهاي تجاري مختلفي ميكند، به خصوص اينكه با افشين پيرواني در توليد محصولات ورزشي جورابان شريك است، جواد كاظميان در كار ساختمانسازي است، مهدويكيا در پاساژ مليپوشان زماني فروشگاه كيف و كفش داشت و حال در ميلاد نور يك فروشگاه اسباببازي با ماركهاي معتبر داردو... در اين بين هم بودن امثال بازيكناني مانند حميد درخشان، رضا شاهرودي، مهدي پاشازاده، محمد خاكپور، حامد كاويانپور كه آنان هم سعي كردند طي اين مدت به كار فروشگاهداري بپردازند... نكتهاي كه در اين باره بايد به آن اشاره داشت، اين است كه عدهاي از اين فوتباليستها سعي كردند كه در زمينه محصولات غذايي سرمايهگذاري كنند، چرا كه نسبت به ديگر شغلها، در صورت شرايط مناسب، بسيار نان و آب دارتر است تمام این ورزشکاران پولی را که از بابت فوتبال به دست آوردند در سرمایه گذاری زود بازده هزینه کرده اند و هیچ کدام آنها به جز علی پروین هیچ علاقه به سرمایه گذاری در ورزش نشان نداده اند یا به عبارتی دیگر پولی را که از بابت فوتبال به دست آوردند صرف ساخت و ساز و فروش اجناس آن هم با اعتبار و شهرت که از فوتبال به دست آوردند.
چوپان عزیز ، بازی رنگ ها سیاست زیبایی نبود اما بازی با نماد ملت ایرانی كه به وجود من به عنوان یك ایرانی در سطح جهانی معنی میبخشد بسیار از آن زشت تر و ملال انگیزتر است. اگر پرچم ایران نباشد، ایران نیست، ایرانی نیست. و شما با انحصار و سنجاق كردن این پرچم به عقاید خودتان من را از آن محروم میكنید. من را از ایرانم محروم میكنید. از پرچمم دلزده میكنید. من شهروند ایرانی، پرچمم را، نماد كشورم را، هویت ملی ام را از شما، و تنها از شما طلب میكنم.
توی فرانسه، همه همزمان شروع به حرف زدن میكنن!
توی ایتالیا، در مورد مد عینك و لباس جدیدشون بحث میكنن!
توی آلمان، درباره سیاستهای دولت حرف میزنن!
توی پاكستان، یه باند قاچاق تریاك تشكیل میدن!
توی عراق، برای حمله به سربازهای آمریكایی نقشه میكشن!
توی افغانستان، اگه پول نداشته باشن كار میكنن و اگه پول داشته باشن میخوابن!
توی آذربایجان، یه بطری آب پرتقال میخرن و با هم میخورن!
توی مصر، میرن یه جا میشینن قلیون میكشن!
توی امارات متحده عربی، ۴ نفرشون دست میزنن و یه نفرشون میرقصه!
توی روسیه، از همدیگه رشوه میگیرن!
توی ژاپن، هیچوقت ۵ نفر دور هم جمع نمیشن! چون همیشه حداقل ۳ نفرشون سركارن!
توی هند، یا با همدیگه میرقصن و یا میرن سینما و رقص تماشا میكنن!
توی كوبا، هر وقت ۲ نفر یا بیشتر یه جا جمع بشن از كاسترو تعریف میكنن!
توی سوریه، از ترس بلافاصله از همدیگه جدا میشن!
توی كره جنوبی، با هم یه شركت راه میندازن و یه كالای ژاپنی رو كپی میكنن!
توی مكزیك، دو نفرشون دوئل میكنن و یه نفرشون ناظر دوئل میشه و دو نفر دیگه هم گیتار میزنن!
توی ایران، یا پشت سر بقیه غیبت میكنن یا روزنامه راه میندازن یا یه جلسه سخنرانی ترتیب میدن یا به یه جلسه سخنرانی حمله میكنن یا از حرف زدن و سوتیهای همدیگه ایراد میگیرن یا یه نفرشون رو میذارن وسط و ۴ نفرشون متلك بارونش میكنن یا الكی میخندن یا یه پیتزا فروشی باز میكنن یا بدون هیچ صحبتی میایستن و چشم و سرشون رو میچرخونن و مردم رو نگاه میکنن یا یه شركت كامپیوتر و اینترنت راه میندازن یا میرن یه چت روم توی یاهو مسنجر میسازن یا یه وبلاگ دستهجمعی میسازن یا گروه اینترنتی راه میندازن!
| Design By : Night Skin |

