تبليغاتX
یاد داشت های من - عيد آمد و ما خانه ي خود را نتكانديم




















یاد داشت های من

دیریست كه با ما سخن به درشتی گفته اید خود ایا تابتان هست كه پاسخی در خور بشنوید؟؟؟؟؟؟؟

عيد آمد و ما خانه ي خود را نتكانديم
گردي نسترديم و غباري نستانديم
ديديم كه در كسوت بخت آمده نوروز
از بيدلي آن را زدر خانه برآنديم
هر جا گذري غلغله ي شادي و شور است
ما آتش اندوه به آبي ننشانديم
آفاق پر از پيك و پيام است، ولي ما
پيكي ندوانديم و پيامي نرسانديم
احباب كهن را نه يكي نامه بداديم
و اصحاب جوان را نه يكي بوسه ستانديم
من دانم و غمگين دلت، اي خسته كبوتر
سالي سپري گشت و ترا ما نپرانديم
صد قافله رفتند و به مقصود رسيدند
ما اين خرك لنگ زجويي نجهانديم
ماننده افسونزدگان، ره به حقيقت
بستيم و جز افسانه ي بيهوده نخوانديم
از نه خم گردون بگذشتند حريفان
مسكين من و دل در خم يك زاويه مانديم
طوفان بتكاند مگر "اميد" كه صد بار

عيد آمد و ما خانه خود را نتكانديم

اخوان ثالث

پی نوشت:

1- سال 87 رو خیلی دوست داشتم، سال خوبی بود اولش با خبر معافیت سربازی شروع شد و ادامه دو، سه تا موفقیت خوب دیگه این آخر سالی هم یه اتفاق خوب تو زندگی ام افتاد که اگه خدا بخواهد سر منشا خبرهای خوشی تو سال جدیده

2- دلم برای عیدی گرفتن تنگ شده یه دوستی دارم که می گه هر سال تعداد آدم هایی که بهت تولد رو تبریک می گن کم تر میشه این موضوع تو عیدی گرفتن برام اتفاق میفته من عاشق عیدی گرفتن هستم اما چه کنم که هر سال تعداد شون کمتر میشه

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 16:20 توسط مهدی قمی| |


Design By : Night Skin