تبليغاتX
یاد داشت های من - مادر...




















یاد داشت های من

دیریست كه با ما سخن به درشتی گفته اید خود ایا تابتان هست كه پاسخی در خور بشنوید؟؟؟؟؟؟؟

دردسر؛ بین گذر؛ چند نفر؛ یك مادر
شده هر قافیه ام یك غزل درد آور
.....
ای كه از كوچه ی شهر پدرت می گذری
امنیت نیست، از این كوچه سریعتر بگذر
.....
دیشب از داغ شما فال گرفتم، آمد:
دوش می آمد و رخساره...! من نگویم بهتر!
.....
چه شده قافیه ها باز به جوش آمده اند!
پشت در! فضه خبر! مادر و در!!! محسن پر!

پی نوشت: چند وقتیه درگیرم. درگیر این خاك و اهلش. الهی و ربی من لی غیرك

اللهم اغننی بحلالك عن حرامك و بطاعتك عن معصیتك و بفضلك عمن سواك

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:23 توسط مهدی قمی| |


Design By : Night Skin